ساحلی برای دریای بی ساحل
سلام به همه ی دوستای خوبم و همه مهمونای این خونه تنهاییم اومدم بنویسم از دل تنگم اومدم اینجا بگم که از دلم واسش تنگ شده واسه صداش...واسه خندیدنش....واســــــــــــــــه خودش دیگه خستــــــــه شدم از گریه کردن اخه چرا نیسی تا ارومم کنی اخه چرا نیسی که چشام دیگه نبارن... .دیگه بالشم از دستم خسته شده از بس که تنهایی شاهده اشکام بود... دیگه آسمون و ماه از دسم خسته شدن... از بس هر شب بهشون گفتم دلم واست تنگ شده... میدونم تو اصن حتی به یادمم نیستی...میدونم ارزشی واست ندارم... و خیلی چیزارو میدونم ولی با همه ی اینا من بازم دوست دارم.... حیف که نمیتونم بهت بفهمونم که من دوست دارم دیگه دارم میسبرمت به خدا...تمام اشکام و این وبلاگ و عشقم با همه ی بدی هام تقدیم به تو ای بهترینم... خداحافظی از تو و عشقت خیلی سخته....هیچ وقت فراموشت نمی کنم.... واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی نمی خوام خداحافظی کنم ازت..... اشکای لعنتیم اجازه نوشتن بهم نمیدن ..... خداحافظ ای بهترینــــــــــــــــــــــــــــــم و خداحافظ ای دوسای خوبم و مهمونای عزیز( لاو این هوم) وای چه احساس خوبیه استرس امتحان نداشته باشی... البته استرس نتیجش خیلی بیشتره هاااااااا امشب دلم خیلی گرفته!!!خیلییییی گریه کردم..... همه اذیتم میکنن!!!!ای خــــــــــــــــــــــــــدا خسته شدم دیگه!!!واسه امشب بسه میرم گیه کنم بعدشم لالا سلام چشماتو ببند و اروم بگو خدایا من عاشق توام به قلب من بیا !!! بهترین ارزوهارو واسه شما دوستای عزیزم دارم!!! من که امشب دلم شکست شب خوش سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حالتون خوب باشه.منم بد نیستم راستش اومدم بگم اونایی که عاشقین میشه بگین عشق چه شکلیه؟ میدونم حتما میخندین بهم!!!ابهتون حق میدم که بخندین اخه خنده داره چون وبم و ترکوندم از عشق خنده دار ه گه ندونم عشق چیه؟؟ ولی خب به نظر یه نفر من نمیدونم عشق چیه؟؟؟ اهای عاشقا بگین عشق چیه؟چه شکلیه؟چه رنگیه؟ خب دیگه خوابم میاد دعای خالصانه یک کودک:خدایا، لطفا برای خانمهای فقیری که توی کامپیوتر بابام هستند لباس بفرست !!! برای خوندن ادامش به ادامه برین!!! سلامممممممممم به همه اونایی که مهمون خونه کوچیک من میشن سلام به شما دوستای خوبم!! خوبین؟؟من که خیلییییییییییییییی خوبم وایییییی امشب یه شبهه خیلیییییی قشنگه !!!اسمون بارونیه...نمی دونم چرا باز دلش گرفته ولی من خوشحالمممممممممممممممممممم گریه تمومممممم شد دیگه از گریه نمینویسم...دیگه از قلب شکسته نمینویسم... فعلا بابای موج اگر مي دانست ساحل هيچ وقت دستش را نمي گيرد هرگز براي رسيدن نفس نفس نمی زد.... خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه.......... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد که فراموشش کنی……. خیلی سخته که سالگرد آشنایی باعشقت رو بدون حضورخودش جشن بگیری……. خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای.......... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی بعد بفهمی دوستت نداره……… خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفرازدست بدی اما اون بگه دیگه نمی خوامت... مطمئن باش و برو٬ضربه ات کاری بود٬...دل من سخت شکست ٬و تو چه ساده به من و سادگیم خندیدی٬ به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود٬و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود٬تو برو.. .برو تا راحت تر تکه های دل خود را ارام سر هم بند زنم .... سلام.... یه سلام از جنس شکوفه های صورتی که لبخندشونو به ما هدیه می کنن.... و یاد آوری می کنن از بس هر خزونی یه بهاره زیباست.... این جمله بود که نمیذاشت فراموش کردنو یاد بگیرم... نمیذاشت دل بکنم.... بهم امید ادامه دادن میداد.... به چشام دستوره باریدن میداد و چشای مظلوم منم اطاعت میکردن.... چرا چشای دیوونه؟؟ چرا چیزی نمیگفتین...چرا نیگفتین از باریدن خسته شدین؟؟ نیومدم از این حرفا بزنم اومدم بگم...دیگه تموم شد.. دیگه نمیزارم دلم بهم زور بگه.... قلبمو با اونی که توش بود و سبردم دسته خدا.... خدا حافظ ای بهترینم فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلو شما است. میوه مورد علاقه تان را از بین سیب، پرتقال، هلو، گلابی، گیلاس، موز، نارگیل، انگور سیاه و آناناس بردارید ولی دقت کنید، ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود… در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است در انتخاب خود دقت کنید... وای بغض داره خفم میکنه...دوس دارم گریه کنم...مثه ابرای بهاری که گریه میکننو اشکتشون گونه های گل هایی که اسیر زمیننو لمس میکنه...اما نمیتونم نمیخوام گریه کنم تو دلم غوغاس ولی باهاش کنار میام چون اگه گریه کنم صاحبش ناراحت میشه..... خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا!!! دیگه بریدم بسمه یکی هست.... تو قلبم.... که هر شب واسه اون مینویسمو اون خوابه... نمی خوام بدونه... واسه اونه که قلبه من این همه بی تابه ... یه کاغذ یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه... یه نامه که خیسه بر از اشکه و باز کسی اونو نمی خونه.... من ماندم و حلقه طنابی در مشت بارفتن تو به زندگی کردم پشت بگذار فردا برسد می شنوی دیروز غروب عاشقی خود را کشت سلام..یه سلام به گرمی افتاب بهار به همه اونایی که دلشون بهاریه....امشب دل من زمستونیه لبام میخنده ولی دلم گریه میکنه...دلم مثل اسمون تو شبای بارونی وایییییییییی دارم دیوونه میشممممم........هیچکی نیس به حرفای دلم که داره فریادش میزنه گوش بده انگار هیچ کی نمیشنوه یا اصن نمی خوان گوش بدن...یه حرفایی که نمیشه گفت...کاش یه کسی بود که بتونم بهش بگم تو دلم چه خبره.... خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا!!! من خیلی تنهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام ! بیا غم و از دلم بردار فرانک شانه هاي تو همچو صخره هاي سخت و پر غرور موج گيسوان من در اين نشيب سينه مي کشد چو ابشار نور شانه هاي تو چون حصارهاي قلعه اي عظيم رقص رشته هاي گيسوان من بر ان همچو رقص شاخه هاي بيد در کف نسيم شانه هاي تو برج هاي اهنين جلوه ي شگرف خون و زندگي رنگ ان به رنگ مجمري مسين در سکوت معبد هوس خفته ام کنار پيکر تو بي قرار جاي بوسه هاي من به روي شانه هات همچو جاي نيش اتشينمار شانه هاي تو در خروش افتاب داغ پر شکوه زير دانه هاي گرم و روشن عرق برق ميزند چو قله هاي کوه شانه هاي تو قبله گاه ديدگان پر نياز من شانه هاي تو مهر سنگي نماز من (( فروغ فرخزاد)) امشب از اسمان ديده ي تو روي شعرم ستاره مي بارد در سکوت سپيد کاغذها پنجه هايم جرقه مي کارد شعر ديوانه ي تب الودم شرمگين از شيار حواهش ها پيکرش دوباره مي سوزد عطش جاودان اتش ها اري اغاز دوست داشتن است گرچه پايان کار نا پيداست من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست از سياهي چرا حذر کردن شب پر از قطره هاي الماس است انچه از شب بجاي مي ماند عطر سکر اور گل ياس است اه بگذار گم شوم در تو کس نيابد زمن نشانه ي من روح سوزان اه مرطوبت بوزد بر تن ترانه ي من اه بگذار زين دريچه ي باز خفته در پرنيان روياها با پر روشني سفر گيرم بگذرم از حصار دنياها داني از زندگي چه مي خواهم من تو باشم تو پاي تا سر تو زندگي گر هزار باره بود بار ديگر تو بار ديگر تو انچه در من نهفته دريايي ست کي توان نهفتنم باشد با تو زين سهمگين طوفاني کاش ياراي گفتنم باشد بس که لبريزم از تو مي خواهم بدوم در ميان صحرا ها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج درياها بس که لبريزم از تو مي خواهم چون غباري ز خود فرو ريزم زير پاي تو سر نهم ارام به سبک سايه ي تو اويزم اري اغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه نا پيداست من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست سلام!!!باز امده ام که بنویسم باز امده ام برای شب های دل تنگی بنویسم باز امده ام بنویسم که دیدگانم گریان است میبارم همچون ابر بهار... بهاری که شکوفه های روی درختان نوید امدنش را میدهند....همه خوشحالندو من غمگین...همه خنداننندو من گریان...چه کنم؟ با خود چه کنم؟....با این اشکهای سرکش چه کنم؟اشکهایی که نمیدانند چه زمانی باید جاری شوند اشکهایی که همیشه جارییند....از گریه کردن خسته شدم می خواهد....دلم مهربانی می خواهد....خودم مرگ می خواهم در بناه حق سلام به همه اونایی که واسه اسمونی شدن افریده شدن....سلام به همونه اونایی که عاشقن....سلام به همه اونایی که معشوقه اند.. سلام به اسمونیا...سلام و هزارتا سلام....اومدم بگم دلم گرفته باز... باز این اشکای لعنتی اومدن سراغ چشام چرا ولم نمیکنن چرا همه با ازار دادنه من خوشحال میشن...چرا همیشه محکومم ؟؟؟وای اینقد چرا تو ذهنم دارم نمیدونم باهاشون چی کار کنم هیچکی نیس جوابمو بده هیچکی نیس همدم تنهاییام شه...اشکامو ببینه و منو تو اغوشش بگیره نزاره اشک بریزم....وای که اگه این اشکا نبودن دق می کردم.... اهای تویی که منو دیوونه خودت کردیو حالا بی تفاوتی....تو دیگه چرا چرا اذیتم میکنی؟؟اصلا من چرا دوست دارم؟؟دنبال جواب این سوالم از کوچه های تنهایی گذر کردم به خیابون بی وفایی رسیدم رفتمو رفتم به شهر جدایی رسیدم تو این سفر همه گفتن فراموشت کنم جواب من فقط یه جمله بود:((من دوسش دارم)) با این جمله بود که همرو محکوم به سکوت کردم. حالا تویی که ازم می خوای فراموشت کنم به تو هم میگم دوست دارم مثه همه ی اینا محکومی سکوت کنیباید سکوت کنی چه بخوای..چه نخوای.. چه بشه..چه نشه....من دوست دارم این عشق با همه ی اشکای بلوری که رو گونه هام جاریه تقدیم به تو اشنایی که داری غریبه میشی... سلام...یه سلام از جنس بلورهای اشکی که گونه ها رو نوازش میده....سلام از جنس قلب شکسته.....به همهی دل شکسته ها...بهم گفتن شاد بنویس از غصه ننویس.. اینارو قلبم زمزمه میکنه...دستام فقط مینویسن.....اهای اونایی که میگین شاد بنویسم قلبه شکسته میتونه شاد بنویسه؟...نمیتونه بخدا نمیتونه...... میکنه...... اسمون چرا گریه میکنی؟بخاطر این زمینه که دسته ما عشقا سبردیش؟ حالا می خوای بسش بگیری؟ بارونی شه ولی دیگه اشکی ندارم....کسیو ندارم که به باش اشک بریزم میخوام خوشحال باشم ولی نمیشه.... همه ی حرفام به بای یه اشتباه نوشته میشه.....چرا خدایاااااااااااا چرا ساکتی از کی ببرسم؟؟؟ اهای اونایی که باورم ندارین میشه بگین چرااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی شما اشتباه نمی کنین؟؟؟ باور می خواد این قلبه خورد شدم..... وای چه شب بدیه هوا بارونیه... دلم بارونیه....قلبم بارونیه..... قلبم؟؟نه دیگه قلبی نمونده داستان قلبم: این قلب یه شبی یه جایی شروع به تبیدن کرد سالمه سالم بود این قلب با صاحبش بزرگو بزرگتر شد تا جایی که باز یه شبی یه جایی با رفتن کسی که توش شکست اره شکست من صدای شکستن قلبمو با گوشام شنیدم.....باچشام دیدم ولی حرفی نزدم تنها کاری که کردم سکوت بودسکوت قلبمو سبردم دست یه عشق دیگه....گفتم قلبم شکسته گفت :مواظبشه.... گفتم اگه بشکنه باز چیزی ازش نمیمونه گفت:مواظبشم..... حالا همون کسی که فقط می گفت مواظبشم خوردش کرد خدایااااااااااااااااااااااااااااا قلبم خورد شد باز گوشام شنید باز لبام ساکت شد این بار چشام بارونی شد قلبم خورد شد چشای خیسم غریبانه خورد شدنشو نگاه کرد..... ببار بارون که چشامم داره میباره....ببار چشایی که فقط کارتون همینه بزارین اونی که قلبمو خورد کرد بخنده...حالا دیگه قلبم نمیباره خرده های قلبم مثل گل رز بربر شده تو اقیانوس تو اقیانوس اشکای دلم شناوره....دیگه قلبه خورد شدمو دسته کسی نمیسبرم امسال مردی را به سمت خودتان جذب کنید که بخاطر خودتان دوستتان دارد و رابطهای مطمئن و صمیمی بسازید که همیشه آرزویش را داشته اید. سکوت کردم نفهمید که دوسش دارم.... فریاد زدم نفهمید که دوسش دارم... گریه کردم باز نفهمید که دوسش دارم..... چی کار کنم بفهمه دوسش دارم؟؟؟!!!؟؟؟؟ چی کا کنم بفهمه عاشقشم...اصن این عشق چیه؟؟؟ تو میدونی؟؟؟؟؟ دوستتتتتتتتتتت دارم ابرا صدامو بشنون شب که اومدی بهت بگن اینجا رو زمین یکی دیوونته.... چون خودم ازت خجالت می کشم بیایید گاهی اوقات سکوت کنیم... شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد... بروانه..... شمع دانی که دم مرگ به بروانه چه گفت؟ گفت:ای عاشق بیچاره فراموش شدی... سوخت بروانه ولی خوب جوابش را داد... گفت:طولی نکشد تو نیز خاموش شوی... چرا شمع می سوزد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نخ داخل شمع از شمع برسید چرا من می سوزم تو اب می شوی؟؟ شمع گفت:مگه میشه کسی که توی قلب منه بسوزه و من اشک نریزم... ((نرجس))




















امتحانات بالاخره تموم شد!!!






امشب لیله الرغائب شب ارزوهاست


امیدوارم دلتون هیچ وقت نشکنه







میرم لالا
شب بخیییی
![]()


ادامه مطلب









![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
ادامه مطلب
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

(( فروغ فرخزاد))![]()
دلم لبخند![]()
![]()
![]()
وای از دل اسمون.....چرا اینقد میباره؟چرا همش گریه میکنه؟
ولی....دوس دارم مثه این زمین گونه هام
![]()
....![]()
![]()
ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پر پرواز تو بسته
می بینم غم توی چشمات
چه غریبونه نشسته
شاپرک خوابه قناری
چه جوری دووم میاری
گلا پژمرده و زردن
تو عجب طاقتی داری
شاپرک دردت به جونم
تورو از خودم میدونم
بذار یه شعری که گفتم
واسه دلت بخونم
شاپرک دل توی سینه
ساعت ها تنها می شینه
وقتی شب می رسه از راه
خواب پروازو می بینه
واسه زخمات یه دوا نیس
دلم از دلت جدا نیس
توی این غربت جونگیر
یه نگاه اشنا نیس
هر جا که می ری خزونه
غروبه دل نگرونه
آفتابش جونی نداره
اما شب اینجا می مونه
نمی دونم مثه بارون
رو کودوم شونه ببارم
روی شاخه ها تو غربت
شاپرک من تورو دارم
| قالبساز : هفت تولز |




